محمد على مجاهدى
577
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
« در پگاه ترنّم » و « گدازههاى دل » عناوين دو مجموعهء شعرى اين شاعر دردآشناست . ازوست : در غم آل عبا ( ع ) چندان كه ديده در غم آل عبا گريست * يا خون دل به دامن ما كرد يا گريست دل ، مبتلاى آتش غم گشت تا كه سوخت * شد ديده بىفروغ ، ز اندوه تا گريست گه سينه در رثاى نبى ناله كرد زار * گه ديده در عزاى حسن ، گه رضا گريست از داغ سينهسوز حبيبان كردگار * خيل ملك به بارگه كبريا گريست حوّا كنار مريم و هاجر ، به سينه كوفت * آسيّه با خديجه و خير النّسا گريست تنها نه جنّ و انس ، پريشان گريستند * روح الامين به عرش ازين ماجرا گريست بيگانه زين مصيبت عظمىست بيقرار * آنجا كه با تمام وجود آشنا گريست آرى خزان گلشن آل رسول شد * چون ابر نوبهار اگر چشمها گريست « 1 » ظهر عاشورا ظهر عاشورا حسين بن على ياور نداشت * ياورى ديگر از آن ياران نامآور نداشت بهر جانبازى ، نشان از قاسم و جعفر نبود * خسرو دين ، عون و عباس و على اكبر نداشت بانگِ هَلْ مِن ناصرش را هيچكس پاسخ نگفت * ناصر دين پيمبر ، ناصرى ديگر نداشت با دلى سرشار غم قنداقهء اصغر گرفت * سبط احمد ، ياورى غير على اصغر نداشت تا فدا سازد به راه دوست در ميدان عشق * هديهاى از كودك شش ماهه قابلتر نداشت جان فداى پادشاه خطّهء مردانگى * جانب ميدان روان مىشد ولى لشكر نداشت كوفيان بردند هنگام شهادت از تنش * گرچه غير از كهنه پيراهن كفن در بر نداشت از قفا تا بوسهگاه پاك احمد را دريد * شرم گويى خنجر از پيغمبر و حنجر نداشت خون ، دل زهراى اطهر زين مصيبت شد كه ديد * دست فرزندش به تن انگشت و انگشتر نداشت ( خوش عمل ) ! چشم شفاعت روز محشر از حسين * گو ندارد آنكه گامى در ره او بر نداشت « 2 »
--> ( 1 ) . گدازههاى دل ، عباس خوش عمل ، ص 40 . ( 2 ) . همان ، ص 49 و 50 .